جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»قطعات»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: جامیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: دیدهاندصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںساغری می گفت دزدان معانی برده اندهر کجا در شعر من یک معنی خوش دیده اند2نقل کریںدیدم اکثر شعرهایش را یکی معنی نداشتراست می گفت آنکه معنیهاش را دزدیده اند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجامی به روی خاک چو یک زنده یافت نیستخوشوقت مردگان که ته خاک خفته اندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 16اگلی نظمجاهل که لاف فضل زند کاش از نخستآن نقد را ز کیسه خود جست و جو کندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجامی به روی خاک چو یک زنده یافت نیستخوشوقت مردگان که ته خاک خفته اندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 16
اگلی نظمجاهل که لاف فضل زند کاش از نخستآن نقد را ز کیسه خود جست و جو کندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 18