جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»قطعات»شمارهٔ 18شمارهٔ 18شاعر: جامیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: وکندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجاهل که لاف فضل زند کاش از نخستآن نقد را ز کیسه خود جست و جو کند2نقل کریںخر کی زند ز مایده عیسوی نفسگر زانکه سر به توبره خود فرو کند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمساغری می گفت دزدان معانی برده اندهر کجا در شعر من یک معنی خوش دیده اندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 17اگلی نظمای خواجه عقل بین که بزرگان شهر مابر خویشتن فضای جهان تنگ می کنندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 19زمینہم وزن و قافیہ نظمیںآنجا که بخت بد به تقاضا غلو کندکاری که یأس هم نکند، آرزو کندعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 311ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمساغری می گفت دزدان معانی برده اندهر کجا در شعر من یک معنی خوش دیده اندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 17
اگلی نظمای خواجه عقل بین که بزرگان شهر مابر خویشتن فضای جهان تنگ می کنندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 19