جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»قطعات»شمارهٔ 19شمارهٔ 19شاعر: جامیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: نگمیکنندصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای خواجه عقل بین که بزرگان شهر مابر خویشتن فضای جهان تنگ می کنند2نقل کریںگر فی المثل به مجلس صدر آورند رویهر یک به صدر مجلسش آهنگ می کنند3نقل کریںبهر گزی زمین که بود ملک دیگریتیغ زبان کشیده به هم جنگ می کنند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجاهل که لاف فضل زند کاش از نخستآن نقد را ز کیسه خود جست و جو کندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 18اگلی نظممشو با کم از خود مصاحب که عاقلهمه صحبت بهتر از خود گزیندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 20ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجاهل که لاف فضل زند کاش از نخستآن نقد را ز کیسه خود جست و جو کندجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 18