جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»رباعیات»شمارهٔ 146شمارهٔ 146شاعر: جامیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رهہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن را که بود نور نبی در بشرهحاجت نبود به طول و عرض شجره2نقل کریںوان را که ز رخ نتابد این نور سرهشجره ندهد به غیر لعنت ثمره◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتم که هوای او برون شد ز سرماز خاک درش درد سر خود ببرمجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 145اگلی نظمبر مسند ناز خفته ای با دگرانصد گوهر راز سفته ای با دگرانجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 147زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبفروخت مرا یار به یک دسته ترهباشد که مرا واخرد آن یار سرهرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1615ما مردانیم نشسته بر تنگ درهمائیم که شیر و گرگ بر ما گذرهرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1641ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور