جامی»دیوان اشعار»فاتحة الشباب»رباعیات»شمارهٔ 118شمارهٔ 118شاعر: جامیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شتهصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدور از رخ تو منم ز جان بگذشتهصد نامه غم ز خون دل بنوشته2نقل کریںگاهی جگرم ز دست دل خون گشتهگاهی دلم از خون جگر آغشته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمماییم به غمناکی خود شاد شدهبل از غم و شادی همه آزاد شدهجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 117اگلی نظمهستی همه ذلت و هوان است و ضعهزین مرحله هر که رفت الله معهجامی»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 119ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور