جامی»دیوان اشعار»خاتمة الحیات»قطعات»شمارهٔ 21شمارهٔ 21شاعر: جامیوزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)قافیہ: اردصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشد تلف انبار من اکثر ز توچون نزنم بر خود ازین غصه کارد2نقل کریںنیست جز این کیفر آن کو نهادپیش سگ گرسنه انبان آرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهرکه آرد خبر به مجلس توکه نبردت فلان به نیکی نامجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 20اگلی نظمسفله ای می خواست عذر عارفی کز آمدنسوی تو مانع مرا اشغال گوناگون بودجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 22ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمسفله ای می خواست عذر عارفی کز آمدنسوی تو مانع مرا اشغال گوناگون بودجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 22