جامی»دیوان اشعار»خاتمة الحیات»قطعات»شمارهٔ 22شمارهٔ 22شاعر: جامیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ونبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسفله ای می خواست عذر عارفی کز آمدنسوی تو مانع مرا اشغال گوناگون بود2نقل کریںگفت خامش کن که گر سویم نیاید چون توییمنت ناآمدن از آمدن افزون بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشد تلف انبار من اکثر ز توچون نزنم بر خود ازین غصه کاردجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 21اگلی نظمآواز تو هست تیز و باریکخالی نبود ز درد و سوزیجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 23زمینہم وزن و قافیہ نظمیںپایه نظم بلند از علم کمتر چون بود؟علم موزون کم چرا از علم ناموزون بود؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2629هر شبم در سر خیال آن لب میگون بوددامن از مژگان و مژگان از دلم پر خون بودجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 335ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پایه نظم بلند از علم کمتر چون بود؟علم موزون کم چرا از علم ناموزون بود؟صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2629
هر شبم در سر خیال آن لب میگون بوددامن از مژگان و مژگان از دلم پر خون بودجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 335