جامی»دیوان اشعار»واسطة العقد»اشعار پراکنده»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: جامیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: هاصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون جمع شود ز عقل و دین قافلههاعشق تو کند« عالیها سافلها»2نقل کریںعشق تو که فرض ماست چون روی نمودسهل است اگر فوت شود نافلهها◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای آمده سوی بیدلان دیر به دیروز سنگدلی به خونشان گشته دلیرجامی»دیوان اشعار»اشعار پراکنده»شمارهٔ 16اگلی نظممی نماید شاخ ریحان ترت بر آفتاببین دل ما را که چون ماندهست ازین در پیچ و تابجامی»دیوان اشعار»اشعار پراکنده»شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای آمده سوی بیدلان دیر به دیروز سنگدلی به خونشان گشته دلیرجامی»دیوان اشعار»اشعار پراکنده»شمارهٔ 16
اگلی نظممی نماید شاخ ریحان ترت بر آفتاببین دل ما را که چون ماندهست ازین در پیچ و تابجامی»دیوان اشعار»اشعار پراکنده»شمارهٔ 18