جامی»دیوان اشعار»خاتمة الحیات»قطعات»شمارهٔ 2شمارهٔ 2شاعر: جامیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اکنیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر فنون شاعری جامی ز حد بردی سخنوقت آن آمد که در کنج خموشی جا کنی2نقل کریںپیر گشتی در سواد شعر بردن با بیاضچون قلم ترسم که روزی سر درین سودا کنی3نقل کریںمایه مدح و غزل دانی که هست اکثر دروغبر کرام الکاتبین تا کی دروغ املا کنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدرین نشیمن ادبار جامیا کاریاگر کنی نه چنان کن که شرمسار شویجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 1اگلی نظمهرکسی گفتیم که پیر شویتا جوانیم رسم و آیین بودجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 3زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبی تامّل صرفِ نقدِ وقت ، در دنیا کنیچون به کار حق رسی امروز را فردا کنیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6723ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
بی تامّل صرفِ نقدِ وقت ، در دنیا کنیچون به کار حق رسی امروز را فردا کنیصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6723