جامی»دیوان اشعار»خاتمة الحیات»قطعات»شمارهٔ 1شمارهٔ 1شاعر: جامیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ویصنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدرین نشیمن ادبار جامیا کاریاگر کنی نه چنان کن که شرمسار شوی2نقل کریںنهاد چرخ فلک چون زمردین کوهیستکه هر صدا که بدو دردهی همان شنوی3نقل کریںبسیط روی زمین مزرع مکافات استکه دانه ای که در او افکنی همان دروی◆اگلی / پچھلی نظماگلی نظمدر فنون شاعری جامی ز حد بردی سخنوقت آن آمد که در کنج خموشی جا کنیجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 2ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمدر فنون شاعری جامی ز حد بردی سخنوقت آن آمد که در کنج خموشی جا کنیجامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 2