صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »بهارستان
  3. »روضهٔ ششم (در مطایبه)
  4. »بخش 25

بخش 25

شاعر: جامی

توانگری در عهد یکی از ظالمان بمرد. وزیر آن ظالم پسر وی را طلب کرد و پرسید که پدر تو چه گذاشته است؟ گفت: از مال و منال چنین و چنان و از وارثان، وزیر کبیر را ایده الله سبحانه و این فقیر حقیر را.

وزیر بخندید و فرمود که میراث وی را به دو نیم کردند، نیمی را به وی گذاشت و نیمی را برای پادشاه برداشت.

ظلم پیشه وزیر نشناسد

جز حق پادشاه مال یتیم

عدل داند اگر برد به تمام

فضل داند اگر کند به دو نیم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بهلول بر هارون الرشید درآمد یکی از وزرا گفت: بشارت باد مر تو را ای بهلول که امیرالمؤمنین تو را بر سر قرده و خنازیر سردار و امیر گردانید. بهلول گفت: گوش به من دار و فرمان من به جا آر که از جمله رعایای منی!

به شهریاری گاو و خرم دهی مژده

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 24

اگلی نظم

ترکی را گفتند کدام دوستتر داری غارت امروز یا بهشت فردا؟ گفت: آنکه امروز دست به غارت بگشایم و هرچه بیابم بربایم و فردا با فرعون در آتش درآیم!

آن شنیدستی که ترکی وصف جنت چون شنید

جامی»بهارستان»روضهٔ ششم (در مطایبه)»بخش 26

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

فاح نشر الحمی و هب النسیم

و ترانی من فرط وجدی اهیم

سعدی»مواعظ»قصاید و قطعات عربی»شعر 11 - و له فی‌الغزل

ای علایی ببین و نیک ببین

که زمانه ستمگریست عظیم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 137

گر دهد بوی صحبت تو نسیم

نکنم یاد خلد و ذکر نعیم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 589

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور