صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »تحفة‌الاحرار
  4. »بخش 23 - حکایت شیخ روزبهان قدس سره با بیوه ای که میوه دل خود را شیوه مستوری می آموخت

بخش 23 - حکایت شیخ روزبهان قدس سره با بیوه ای که میوه دل خود را شیوه مستوری می آموخت

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

روزبهان فارس میدان عشق

فارسیان را شه ایوان عشق

2

پیش در پرده سرایی رسید

از پس آن پرده صدایی شنید

3

کز سر مهر و شفقت مادری

گفت به خورشید لقا دختری

4

کای به جمال از همه خوبان فزون

پای منه هر دم از ایوان برون

5

ترسم از افزونی دیدار تو

کم شود اندوه خریدار تو

6

نرخ متاعی که فراوان بود

گر به مثل جان بود ارزان بود

7

شیخ چو آن زمزمه را گوش کرد

سر محبت ز دلش جوش کرد

8

بانگ برآورد که ای گنده پیر

از دلت این بیخ هوس کنده گیر

9

حسن نه آنست که ماند نهان

گرچه بود پرده جهان در جهان

10

حسن که در پرده مستوری است

زخم هوس خورده منظوری است

11

تا ندرد چادر مستوریش

جا نشود منظر منظوریش

12

جلوه که هر لحظه تقاضا کند

بهره دلی دان که تماشا کند

13

تا ز غم عشق چو شیدا شود

کوکبه حسن هویدا شود

14

جامی اگر زنده بیننده ای

در صف عشاق نشیننده ای

15

سرمه ز خاک قدم عشق گیر

زنده به زیر علم عشق میر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شاهد خلوتگه غیبت از نخست

بود پی جلوه کمر کرده چست

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 22 - مقاله اول در آفرینش عالم که آینه جمال نمای اسماء و صفات آفریننده است سبحانه و تعالی

اگلی نظم

پیش که از ابر صفا نم نبود

رسته گل صفوت آدم نبود

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 24 - مقاله دوم در بیان آفرینش آدم که آیینه ذات و مظهر جمعیت اسماء و صفات آفریننده است سبحانه و تعالی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور