صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »تحفة‌الاحرار
  4. »بخش 22 - مقاله اول در آفرینش عالم که آینه جمال نمای اسماء و صفات آفریننده است سبحانه و تعالی

بخش 22 - مقاله اول در آفرینش عالم که آینه جمال نمای اسماء و صفات آفریننده است سبحانه و تعالی

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

شاهد خلوتگه غیبت از نخست

بود پی جلوه کمر کرده چست

22

آیینه غیب نما پیش داشت

جلوه نمایی همه با خویش داشت

33

ناظر و منظور همو بود و بس

غیر وی این عرصه نپیمود کس

44

جمله یکی بود و دویی هیچ نه

دعوی مایی و تویی هیچ نه

55

بود قلم رسته ز زخم تراش

لوح هم آسوده ز رنج خراش

66

عرش قدم بر سر کرسی نداشت

عقل سر نادره پرسی نداشت

77

دایره چرخ به صد دخل و خرج

بود به مطموره یک نقطه درج

88

سلک فلک ناظم انجم نبود

پشت زمین حاصل مردم نبود

99

نطفه آبا به مضیق جهات

بود مصون از رحم امهات

1010

بود درین مهد فرو بسته دم

طفل موالید به خواب عدم

1111

دیده آن شاهد نابود بین

معنی معدوم چو موجود بین

1212

گرچه همی دید در اجمال ذات

حسن تفاصیل شئون و صفات

1313

خواست که در آینه های دگر

بر نظر خویش شود جلوه گر

1414

در خور هر یک ز صفات قدم

روی دگر جلوه دهد لاجرم

1515

روضه جانبخش جهان آفرید

باغچه کون و مکان آفرید

1616

کرد ز هر شاخ و گل و برگ و خار

جلوه او حسن دگر آشکار

1717

سرو نشان از قد رعناش داد

گل خبر از طلعت زیباش داد

1818

غنچه سخن از شکرش کرد ساز

قفل ز درج گهرش کرد باز

1919

سبزه به گل غالیه تر سرشت

پیش گل اوصاف خط او نوشت

2020

شد هوس طره او باد را

بست گره طره شمشاد را

2121

نرگس جماش به آن چشم مست

زد ره مستان صبوحی پرست

2222

فاخته با طوق تمنای سرو

زد نفس شوق ز بالای سرو

2323

بلبل نالنده به دیدار گل

پرده گشا گشت ز اسرار گل

2424

کبک دری پایچه ها بر زده

زد به سر سبزه قدم سرزده

2525

قمری بنهاده به شمشاد دل

سوخت به داغ غم او شاد دل

2626

مرغ سحر ساخت به ناز و عتاب

در نظر نرگس بسیار خواب

2727

حسن ز هر جا که زد القصه سر

عشق شد از جای دگر جلوه گر

2828

حسن ز هر چهره که رخ بر فروخت

عشق ازان شعله دلی را بسوخت

2929

حسن به هر طره که آرام یافت

عشق دلی آمده در دام یافت

3030

حسن ز هر لب که شکر خنده کرد

عشق دلی را به غمش بنده کرد

3131

حسن جز از عشق نگیرد غذی

عشق هم از وی نگریزد بلی

3232

قالب و جانند به هم حسن و عشق

گوهر و کانند به هم حسن و عشق

3333

از ازل این هر دو به هم بوده اند

جز به هم این راه نپیموده اند

3434

هستی ما هست ز پیوندشان

نیست گشاد همه جز بندشان

3535

حسن و کس از عشق گرفتار نی

جنس نفیس است و خریدار نی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چاشت که خورشید علم برفراشت

ظلمت سایه به زمین کم گذاشت

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 21 - صحبت سیم با پیر حقیقت بین و یافتن مرید گوهر مقصود از حقه حق الیقین

اگلی نظم

روزبهان فارس میدان عشق

فارسیان را شه ایوان عشق

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 23 - حکایت شیخ روزبهان قدس سره با بیوه ای که میوه دل خود را شیوه مستوری می آموخت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور