صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »تحفة‌الاحرار
  4. »بخش 53 - حکایت زاغی که چند روز در قفای کبکی دوید و از رفتار خود بازمانده به وی نرسید

بخش 53 - حکایت زاغی که چند روز در قفای کبکی دوید و از رفتار خود بازمانده به وی نرسید

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

زاغی از آنجا که فراغی گزید

رخت خود از باغ به راغی کشید

2

زنگ زدود آینهٔ باغ را

خال سیه گشت رخ راغ را

3

دید یکی عرصه به دامان کوه

عرضه‌ده مخزن پنهان کوه

4

سبزه و لاله چو لب مهوشان

داده ز فیروزه و لعلش نشان

5

نادره کبکی به جمال تمام

شاهد آن روضهٔ فیروزه‌فام

6

فاخته‌گون صدره به بر کرده تنگ

دوخته بر صدره سجاف دورنگ

7

تیهو و دراج بدو عشقباز

بر همه از گردن و سر سرفراز

8

پایچه ها برزده تا ساق پای

کرده ز چستی به سر تیغ جای

9

بر سر هر سنگ زده قهقهه

پی سپرش هم ره و هم بیرهه

10

تیزرو و تیزدو و تیزگام

خوش‌پرش و خوش‌روش و خوش‌خرام

11

هم حرکاتش متناسب به هم

هم خطواتش متقارب به هم

12

زاغ چو دید آن ره و رفتار را

وان روش و جنبش هموار را

13

با دلی از دور گرفتار او

رفت به شاگردی رفتار او

14

باز کشید از روش خویش پای

وز پی او کرد به تقلید جای

15

بر قدم او قدمی می کشید

وز قلم پا رقمی می کشید

16

در پی‌ اش القصه در آن مرغزار

رفت بر این قاعده روزی سه چار

17

عاقبت از خامی خود سوخته

ره روی کبک نیاموخته

18

کرد فرامش ره و رفتار خویش

ماند غرامت زده از وار خویش

19

هر کس ازین دایره تیزرو

هست درین دیر به واری گرو

20

جامی و از وار همه سادگی

تاجور مسند آزادگی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای شده با موی سیاه از غرور

از نفر موی سفیدان نفور

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 52 - مقاله شانزدهم در شرح حال نو رسیدگان غره به عهد جوانی که غره ماه عیش و کامرانی است

اگلی نظم

نقش سراپرده شاهیست حسن

لمعه خورشید الهیست حسن

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 54 - مقاله هفدهم در اشارت به حسن خوبان و جمال محبوبان که دلفریب ترین گل این بهارستانند و ناشکیب ترین نقش این نگارستان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور