صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر سوم
  5. »بخش 34 - حکایت امیر خوارزمی که ظلم و فسق خود را به شریعت راست کردی

بخش 34 - حکایت امیر خوارزمی که ظلم و فسق خود را به شریعت راست کردی

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

بود پیری به خطه خوارزم

همه جا ظلمجو چه بزم و چه رزم

22

در پی گام ها چه صبح و چه شام

به شریعت روی همی زد گام

33

چار زن داشت لیک چون به نکاح

زن فزون از چهار نیست مباح

44

هر کجا دختر مسلمانی

پس ستر عفاف پنهانی

55

در کمند هوایش افتادی

چند زن پیش او فرستادی

66

تا کشیدندیش به خاک و به خون

وآوریدندیش ز پرده برون

77

به حرمگاه میر بردندی

به حرمدار وی سپردندی

88

میر چون آمدی به گاه نشاط

گستریدی به بزمگاه بساط

99

دخترک را به پیش خود خواندی

کفرها بر زبان او راندی

1010

تا چو کافر شدی ازان سخنان

بنده اش ساختی اسیر کنان

1111

کردیش بی نکاح شرمنده

که نباشد نکاح بر بنده

1212

چیست این کارهای بد فرجام

حیله های ائمه ایام

1313

کردگارا به حق صاحب شرع

که بلند است ازو مناصب شرع

1414

که رهان شرع را ز حیله گران

پرده آن گروه را بدران

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شاه را چاره نیست از دو نفر

تا زید در جهان به دولت و فر

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 33 - گفتار در بیان آنکه پادشاهان را از دو کس گریز نیست عالمی که کار دین وی سازد و وزیری که کار دنیای وی پردازد

اگلی نظم

حاجیان را به وقت حج افتاد

ره به درالخلافه بغداد

جامی»هفت اورنگ»دفتر سوم»بخش 35 - حکایت محتسب بغداد که منکر پیش او معروف بود و معروف در نظر او منکر می نمود

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور