صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 13 - سؤال پسر صاحب جمال از پدر صاحب کمال و جواب وی از آن سؤال

بخش 13 - سؤال پسر صاحب جمال از پدر صاحب کمال و جواب وی از آن سؤال

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

با پدر گفت نازنین پسری

کای ز هر نیک و بد تو را خبری

2

چون نهم ز آستانه بیرون پای

شور و غوغا برآید از همه جای

3

از یمین و یسار اهل نیاز

دعوی عشق می کنند آغاز

4

آن یکی آه دردناک زند

جیب جان را ز درد چاک زند

5

وان دگر خون ز دیده افشاند

سوز دل ز آب دیده بنشاند

6

هر یک از درد عشق و سوز جگر

به زبان دگر دهند خبر

7

می ندانم چه صورت انگیزم

با که آمیزم از که پرهیزم

8

گفت از هر یکی بپرس جدا

کز جمالم چه ره زده ست تو را

9

آن یکی گفت ازان رخ ساده

رخ به خونم منقش افتاده

10

وان دگر گفت ازان لب میگون

چشم من پر نم است و دل پر خون

11

وان دگر گفت کان خط نوخیز

زد خطم بر صحیفه پرهیز

12

وان دگر گفت کان قد و رفتار

برده است از دلم شکیب و قرار

13

وان دگر گفت کان خم ابرو

ساخت پشتم ز بار عشق دو تو

14

وان دگر گفت ازان چه غبغب

جان شیرینم آمده ست به لب

15

وان دگر گفت دانه آن خال

در دلم کشت تخم رنج و ملال

16

وان دگر گفت ازان دو نرگس مست

دل من همچو جام باده شکست

17

وان دگر گفت معنی بیچون

دیدم از پرده صور بیرون

18

شد دلم مبتلای آن معنی

می دهم جان برای آن معنی

19

فارغ از زلف و غافل از رویم

می ندانم چه چیز می جویم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شب چو نزدیک شد به وقت سحر

حبشی برد سوی بالین سر

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 12 - خواب کردن حبشی و باز بردن دایه وی را به خانه

اگلی نظم

پدر این قصه از زبان پسر

چون نیوشید گفت جان پدر

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 14 - جواب گفتن پدر پسر را

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور