صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 92 - حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانید

بخش 92 - حکایت اعرابی که در معامله احسان و کرم بدره دینار و درم مهمانان به تخویف از زخم نیزه باز پس گردانید

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

آن عرابی به شتر قانع و شیر

در یکی بادیه شد مرحله گیر

22

ناگهان جمعی از ارباب قبول

شب در آن مرحله کردند نزول

33

خاست مردانه به مهمانیشان

شتری برد به قربانیشان

44

روز دیگر ره پیشینه سپرد

بهر ایشان شتر دیگر برد

55

عذر گفتند که باقیست هنوز

چیزی از داده دوشین امروز

66

گفت حاشا که ز پس مانده دوش

دیگ جود آیدم امروز به جوش

77

روز دیگر به کرم ورزی پشت

کرد محکم شتری دیگر کشت

88

بعد ازان بر شتری راکب شد

بهر کاری ز میان غایب شد

99

قوم چون خوان نوالش خوردند

عزم رحلت ز دیارش کردند

1010

دست احسان و کرم بگشادند

بدره زر به عیالش دادند

1111

دور ناگشته هنوز از دیده

میهمانان کرم ورزیده

1212

آمد آن طرفه عرابی از راه

دید آن بدره در آن منزلگاه

1313

گفت کین چیست زبان بگشودند

صورت حال بدو بنمودند

1414

خاست بدره به کف و نیزه به دوش

وز پی قوم برآورد خروش

1515

کای سفیهان خطا اندیشه

وی لئیمان خساست پیشه

1616

بود مهمانیم از محض کرم

نه چو بیع از پی دینار و درم

1717

داده خویش ز من بستانید

پس رواحل به ره خود رانید

1818

ور نه تا جان برود از تنتان

در تن از نیزه کنم روزنتان

1919

داده خویش گرفتند و گذشت

وان عرابی ز قفاشان برگشت

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای درم گرد تو بسیار شده

دین تو در سر دینار شده

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 91 - عقد بیست و هشتم در بذل و جود که اول آن اعطای درهم و دینار است و آخر آن بذل وجود

اگلی نظم

ای محیط کرمت عرش صدف

عرشیان در طلبت باده به کف

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 93 - مناجات در انتقال از جود به قناعت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور