صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 73 - عقد بیست و دوم در قرب که عبارت است از استغراق وجود سالک در عین جمع به غیبت از همه چیز تا غایتی که از صفت قرب نیز

بخش 73 - عقد بیست و دوم در قرب که عبارت است از استغراق وجود سالک در عین جمع به غیبت از همه چیز تا غایتی که از صفت قرب نیز

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

ای زده در صف دوران دم قرب

ره فراوان ز تو تا عالم قرب

2

روز قرب آمد و دوری شب تار

روز چون نیست به شب گیر قرار

3

دور ازین روز شب تاریکی

چند چون صبحدم از نزدیکی

4

چون دهد دولت نزدیکی دست

به ادب بایدت از دور نشست

5

گر به نزدیکی خود مغروری

غم خود خور که به غایت دوری

6

پاکبازان که دم قرب زدند

نام خود بر درم قرب زدند

7

پا کشیدند ازین دیر مغاک

رخت بردند ز مطموره خاک

8

بر سر آب نهادند قدم

برتر از باد کشیدند علم

9

گرم از آتش بگذشتند چو دود

پای کوبان به سر چرخ کبود

10

یک یک اوراق فلک طی کردند

روی در کرسی و عرش آوردند

11

ساختند از سر کرسی پایه

عرش افکند به سرشان سایه

12

سر بدان سایه فرو نامدشان

خواب در سایه نکو نامدشان

13

مدد از دولت سرمد جستند

ظلمت سایگی از خود شستند

14

صد در از لطف گشود ایشان را

قرب بر قرب فزود ایشان را

15

چشمشان سرمه اقبال کشید

دیدن قرب نشد پرده دید

16

غرقه در وصل و ز وصل آگه نی

جز ازان قبله اصل آگه نی

17

پرده قربتشان آمده جا

فارغ از پرده در خوف و رجا

18

لیکن آنان که ز قرب آگاهند

جان ز آگاهی آن می کاهند

19

گرچه از قرب نوازش یابند

هر دم از بیم گدازش یابند

20

که مباد آن به زوال انجامد

به دل اندوه و ملال آرامد

21

حالشان باشد ازان دیگرگون

دیده پر آب بود دل پر خون

22

چهره دولتشان گردد زرد

نفس عشرتشان آید سرد

23

شعله در رشته جان اندازد

شمع سان از تف آن بگدازند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ز غیرت رقم غیر زدای

زین صقیل آینه غیر نمای

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 72 - مناجات در طلب آتش غیرت افروختن و موانع مقام قرب سوختن

اگلی نظم

والی مصر ولایت ذوالنون

آن به اسرار حقیقت مشحون

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 74 - حکایت سؤال و جواب ذوالنون با آن عاشق مفتون

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور