جامی»هفت اورنگ»سلسلةالذهب»دفتر دوم»بخش 17 - اشارت به حال جماعتی که پی به کمال معنی برده اند اما شراب عشق آن جز از جام صورت نخورده اند دایما در کشاکش اند از صورتی خلاص ناشده به دیگری گرفتار شوند اعاذناالله و جمیع المسلمین عن ذلکبخش 17 - اشارت به حال جماعتی که پی به کمال معنی برده اند اما شراب عشق آن جز از جام صورت نخورده اند دایما در کشاکش اند از صورتی خلاص ناشده به دیگری گرفتار شوند اعاذناالله و جمیع المسلمین عن ذلکشاعر: جامیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)صنف: مثنویصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںوان دگر گرچه عاشق صور استلیک معشوقش از صور دگر است22نقل کریںحسن معنیست دیده در صورتچشم ازان دوخته ست بر صورت33نقل کریںهست در دیده حسن معنی خامنیست بی صورتش ز معنی کام44نقل کریںسوی صورت نظر نکرده نخستنیست در دید حسن معنی جست55نقل کریںنیست بیرون ز شیشه رنگیننور بی رنگ دیدنش آیین66نقل کریںمی کند سوی دید نور آهنگلیک در شیشه های رنگارنگ77نقل کریںشیشه گر بشکند معاذاللههست در دید نور حرف اله◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن یکی از حجاب پیچاپیچغیر صورت دگر نبیند هیچجامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 16 - اشارت به حال جماعتی که شراب عشق از جام صورت خورده اند و پی اصلا به جمال معنی نبرده انداگلی نظمشمس تبریز دید کاوحد دینکرده نظاره بتان آیینجامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 18 - شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینی◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن یکی از حجاب پیچاپیچغیر صورت دگر نبیند هیچجامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 16 - اشارت به حال جماعتی که شراب عشق از جام صورت خورده اند و پی اصلا به جمال معنی نبرده اند
اگلی نظمشمس تبریز دید کاوحد دینکرده نظاره بتان آیینجامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 18 - شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینی