جامی»هفت اورنگ»سلسلةالذهب»دفتر دوم»بخش 16 - اشارت به حال جماعتی که شراب عشق از جام صورت خورده اند و پی اصلا به جمال معنی نبرده اندبخش 16 - اشارت به حال جماعتی که شراب عشق از جام صورت خورده اند و پی اصلا به جمال معنی نبرده اندشاعر: جامیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)صنف: مثنویصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن یکی از حجاب پیچاپیچغیر صورت دگر نبیند هیچ2نقل کریںببرد حسن صورت از راهشنشود دل ز معنی آگاهش3نقل کریںاهل عالم همه درین کارندبه حجاب صور گرفتارند4نقل کریںلیک باشد ز اختلاف صورروی هر یک به قبله گاه دگر5نقل کریںپیش ایشان ز فرط جهل و عمینیست ممتاز صورت از معنی6نقل کریںنشناسند قشر را ز لبابقشر خواریست دأبشان چو دواب7نقل کریںچشمشان از صور چو ماند دوردل و جانشان شود ز غم رنجور◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروزی آن نوجوان به عارف گفتکای شناسای رازهای نهفتجامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 15 - پرسیدن پسر از سبب نقصان عشق عارف که عاشقق معنی بود به واسطه نقصان حسن صورتاگلی نظموان دگر گرچه عاشق صور استلیک معشوقش از صور دگر استجامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 17 - اشارت به حال جماعتی که پی به کمال معنی برده اند اما شراب عشق آن جز از جام صورت نخورده اند دایما در کشاکش اند از صورتی خلاص ناشده به دیگری گرفتار شوند اعاذناالله و جمیع المسلمین عن ذلکآڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمروزی آن نوجوان به عارف گفتکای شناسای رازهای نهفتجامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 15 - پرسیدن پسر از سبب نقصان عشق عارف که عاشقق معنی بود به واسطه نقصان حسن صورت
اگلی نظموان دگر گرچه عاشق صور استلیک معشوقش از صور دگر استجامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 17 - اشارت به حال جماعتی که پی به کمال معنی برده اند اما شراب عشق آن جز از جام صورت نخورده اند دایما در کشاکش اند از صورتی خلاص ناشده به دیگری گرفتار شوند اعاذناالله و جمیع المسلمین عن ذلک