جامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 66 - ندبه حکیم دهمبخش 66 - ندبه حکیم دهمشاعر: جامیوزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیہ: تہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدهم گفت هر مخزن سیم و زرکه اسکندر آورد با یکدگر2نقل کریںچو در زندگی رنج بر وی گماشتپس از مرگ کی خواهدش سود داشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنهم گفت هر کس که از مرگ شاهبه شادی قدح زد درین بزمگاهجامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 65 - ندبه حکیم نهماگلی نظمچو آمد به سر نوبت قال و قیلفرو کوفت طبال طبل رحیلجامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 67 - داستان بردن تابوت اسکندر به اسکندریه و تعزیت گفتن حکیمان مادرش رازمینہم وزن و قافیہ نظمیںنظر کن درین موی باریک سرکه باریک بینند اهل نظرسعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 4به هفتم چو آمد سخن لب گشودکه آرام بخش جهان شاه بودجامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 63 - ندبه حکیم هفتمماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنهم گفت هر کس که از مرگ شاهبه شادی قدح زد درین بزمگاهجامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 65 - ندبه حکیم نهم
اگلی نظمچو آمد به سر نوبت قال و قیلفرو کوفت طبال طبل رحیلجامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 67 - داستان بردن تابوت اسکندر به اسکندریه و تعزیت گفتن حکیمان مادرش را
به هفتم چو آمد سخن لب گشودکه آرام بخش جهان شاه بودجامی»هفت اورنگ»خردنامه اسکندری»بخش 63 - ندبه حکیم هفتم