صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 53 - حکایت آن حاجی غریب با آن جنی مهیب

بخش 53 - حکایت آن حاجی غریب با آن جنی مهیب

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

رهروی روی به تنهایی کرد

بهر حج بادیه پیمایی کرد

2

راحله پای بیابان پیمای

قافله دیو و دد جان فرسای

3

تف نشان جگرش موج سراب

گرد شوی قدمش چشم پر آب

4

جز عصا کس نگرفته دستش

غیر نعلین نه کس پابستش

5

روزی از دور یکی شخص غریب

شد پدیدار به دیدار مهیب

6

گفت تو آدمیی یا پریی

که عجب بر سر غارتگریی

7

گوهر ایمنی از من بردی

به کف خایفیم بسپردی

8

گفت نی آدمیم من پریم

لیک چون آدمیان گوهریم

9

تو کیی، مؤمن واحد دانی

یا نه در شرک فرس می رانی

10

گفت من سوی یکی رو دارم

از دو گویان جهان بیزارم

11

گفت اگر زانکه خدای تو یکیست

در دلت از یکی او نه شکیست

12

شرم بادت که جز از وی ترسی

پای بگذاشته از پی ترسی

13

چون خدادان ز خدا ترسد و بس

ترسد از وی همه چیز و همه کس

14

لیک ترسد چو نترسد ز خدای

هر وقت از همه کس در همه جای

15

ترسگاری ز خدا عاقلی است

لیک از غیر خدا غافلی است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای دلت را سر بی‌خویشی نه

جنبش عاقبت‌اندیشی نه

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 52 - عقد پانزدهم در خوف که طریق احتیاط ورزیدن است و بر نعمت امنیت و انبساط لرزیدن

اگلی نظم

ای تن ما ز تو چون موی از بیم

فرق وار از تو دل ما به دو نیم

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 54 - مناجات در اعتصام و التجا از موطن خوف به مأمن رجا

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور