صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 50 - حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آورد

بخش 50 - حکایت آن حکیم دریا دل ساحل گرد که غریقی را به کمند نصیحت از گرداب اندوه بیرون آورد

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

زد حکیمی به لب دریا گام

تا کشد تازه شکاری در دام

2

آرد انداخته دامی ز نظر

ماهی حکمتی از بحر بدر

3

دید مردی غم گیتی در دل

کرده بر ساحل دریا منزل

4

سر اندوه فرو برده به خویش

ناوک آه برآورده ز کیش

5

گفت چندین به دل اندوه که چه

کم ز کاهی غم چون کوه که چه

6

داد پاسخ که ز ناسازی بخت

کار شد بر من دلسوخته سخت

7

نه دلی ساده ز نقش هوسم

نه رسیدن به هوس دسترسم

8

کیسه از زر تهی و کاسه ز لوت

مانده پشت و شکم از قوت و قوت

9

گفت پندار که از مال و منال

کشتیی بود تو را مالامال

10

بحر زد موجی و کشتی بشکست

پاره ای تخته ات افتاد به دست

11

شدی از هول بر آن تخته سوار

بعد یک ماه رسیدی به کنار

12

یا خود انگار که بودت به زمین

قاف تا قاف جهان زیر نگین

13

بر تو زین دایره حادثه ناک

ریخت رنجی که رسیدی به هلاک

14

با تو گفتند کزین غم نرهی

تا ز سر افسر شاهی ننهی

15

باختی ملک و ز مردن جستی

به فلاکت ز هلاکت رستی

16

این دم این گنج سلامت که تو راست

عمر بی رنج و غرامت که تو راست

17

بهتر از کشتی پر مال و زرت

خوشتر از افسر زرین به سرت

18

شکر گو شکر کزین دیر سپنج

جز غم و رنج نبیند گله سنج

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای که از پات نیابم تا فرق

یک سر موی نه در نعمت غرق

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 49 - عقد چهاردهم در شکر که صرف کردن نعمت منعم است در حق گزاری او و اعتراف به عجز و قصور در سپاسداری او

اگلی نظم

ای کشیده به جهان خوان کرم

حاضر خوان تو الوان نعم

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 51 - مناجات در انتقال از شکر و سپاسداری به خوف و ترسگاری

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور