صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 127 - عقد چهلم در التماس از مطالعه کنندگان که به نظر شفقت و نیکویی نگرند و از طریقه بدخویی و بدگویی در گذرند

بخش 127 - عقد چهلم در التماس از مطالعه کنندگان که به نظر شفقت و نیکویی نگرند و از طریقه بدخویی و بدگویی در گذرند

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای ز گلزار سخن یافته بوی

وز تماشای چمن تافته روی

22

بلبل دلشده مشتاق چمن

نکته خوان گشته ز اوراق سمن

33

بخرد اوراق سمن طی کرده

رو در اوراق سخن آورده

44

هر ورق کز سخن آنجاست رقم

نسخه صحت رنج است و الم

55

دیده بر دفتر جمعیت نه

الم تفرقه را صحت ده

66

باش با دفتر اشعار جلیس

انه خیر جلیس و انیس

77

دفتر شعر بود روضه روح

فاتح غنچه گلهای فتوح

88

هر ورق را که ز وی گردانی

گل دیگر شکفد گر دانی

99

خواهی آن رونق باغ تو شود

نکهتش عطر دماغ تو شود

1010

خاطر از شوب غرض خالی کن

همت از صدق طلب عالی کن

1111

از درون زنگ تعصب بزدای

بر خرد راه تأمل بگشای

1212

مگذر قطره زنان همچو قلم

همچو پرگار بجا دار قدم

1313

زن به گرد آوردی معنی رای

گرد هر نقطه و هر نکته برآی

1414

حق معنی به طلب از هر حرف

نیک در رو به تنگ معنی ژرف

1515

غوطه ناخورده به دریا غواص

نکند کف صدف گوهر خاص

1616

اگر افتد ز معانیش پسند

یکی از ده به همان شو خرسند

1717

بحر هر چند که کان گهر است

صدف او ز گهر بیشتر است

1818

اصل معنیست منه تاوانی

در عبارت چو فتد نقصانی

1919

پسته هر چند که سر بسته نکوست

به که مغز در بر وی پوست

2020

عیب اگر هست کرم ورز و بپوش

ور نه بیهوده چو حاسد مخروش

2121

عیب پوشیست ز احباب مهم

حبک الشی ء یعمی و یصم

2222

عیبجویی هنر خود کردی

عیب نادیده یکی صد کردی

2323

گاه بر راست کشی خط گزاف

گاه بر وزن زنی طعن زحاف

2424

گاه بر قافیه کان معلول است

گاه بر لفظ که نامقبول است

2525

گاه نابرده سوی معنی پی

خرده گیری ز تعصب بر وی

2626

چون تو از نظم معانی دوری

زین قبل هر چه کنی معذوری

2727

هرگز از دل نچکاندی خونی

بهر موزونی ناموزونی

2828

مرغ تو قافیه آهنگ نشد

خاطرت قافیه سان تنگ نشد

2929

پس زانو ننشستی یک شب

دیده از خواب نبستی یک شب

3030

تا کشی گوهری از مخزن غیب

سر فکرت نکشیدی در جیب

3131

تا دهد معنی باریکت روی

نشدی ز آتش دل حلقه چو موی

3232

رنج این کار ندانی هرگز

فهم آن هم نتوانی هرگز

3333

به که از کجرویت خم نزنیم

ور دو صد طعنه زنی دم نزنیم

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای رهایی ده هر بیهوشی

مهر بر لب نه هر خاموشی

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 126 - مناجات در انتقال از خود به مطالعه کنندگان

اگلی نظم

میوه ها تازه و تر شاخ به شاخ

روزی باغ روان کرده فراخ

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 128 - حکایت شهری با روستایی که وی را به باغ خود برد

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور