صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 28 - رجوع به تمامی تمثیل

بخش 28 - رجوع به تمامی تمثیل

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

قطره چون آب شد به تابستان

گشت آن آب سوی بحر روان

2

وز روانی خود به بحر رسید

خویشتن را ورای بحر ندید

3

هستی خویش را در او گم ساخت

هیچ چیزی بغیر او نشناخت

4

گاه او را عیان به صورت موج

دید هم در حضیض و هم بر اوج

5

گاه دیدش به شکل تف و بخار

سوی بالا روان ز دریا بار

6

متراکم شد آن بخار و ز آن

متکون شد ابر در نیسان

7

متقاطر شد ابر و باران گشت

رونق افزای باغ و بستان گشت

8

قطره ها چون به یکدگر پیوست

سیل شد بر رونده راه ببست

9

سیل هم کف زنان خروش کنان

تافت یکسر به سوی بحر عنان

10

چون به دریا رسید و کرد آرام

شد درین دوره سیر بحر تمام

11

قطره این را چو دید نتوانست

کردن انکار دیده و دانست

12

کوست موج و بخار و سیل و سحاب

اوست کف اوست قطره اوست حباب

13

هیچ جز بحر در جهان نشناخت

عشق با هر چه باخت با او باخت

14

از چپ و راست چون گشاد نظر

غیر دریا ندید چیز دگر

15

همچنین عارفان عشق آیین

در جهان نیستند جز حق بین

16

دیده جمله مانده بر یکجاست

لیکن اندر نظر تفاوت هاست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یافت ناگاه آن حکیمک راه

پیش جمعی از اولیاء الله

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 27 - قصه حکیمی که به واسطه مشاهده خرق عادت از اولیاء علم وی به جهل برآمد

اگلی نظم

آن یکی در مجالی اشیا

به صفت های حق بود بینا

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 29 - اشارت به اصحاب مکاشفه که تجلی صفات است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور