صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 107 - حکایت آن زاغ و کبوتر که به مناسبت لنگی همپای یکدیگر شده بودند

بخش 107 - حکایت آن زاغ و کبوتر که به مناسبت لنگی همپای یکدیگر شده بودند

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

عارفی طوف کنان رفت به باغ

دید در باغ حمامی با زاغ

2

با هم از حکم دو جنسی رسته

چون دو همنجس به هم پیوسته

3

عارف آن حال عجب را چون دید

به تعجب سر انگشت گزید

4

که دو ناجنس به هم چون گستاخ

میوه چین آمده اند از یک شاخ

5

ناگهان دید که از شاخ بلند

برگشادند سوی خاک نژند

6

آب جویان به تک و پوی شدند

لنگ لنگان به لب جوی شدند

7

دید کانبازیشان در لنگی

می دهد خاصیت یکرنگی

8

زاغرا ور نه چه نسبت به حمام

که گزینند به یک شاخ مقام

9

بس دو خویش به نسب همخانه

که نشینند ز هم بیگانه

10

آشنایی نه به قرب نسب است

قرب ارباب ادب از ادب است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ز خود ناشده یک لحظه خلاص

هر دم از عام مجو خلوت خاص

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 106 - عقد سی و سوم در تودد و تالف که به شفقت و محبت با خلق خدای آمیختن است و از لوازم آمیزش ایشان نگریختن

اگلی نظم

ای دل و دیده صاحبنظران

از خیالت به جمال دگران

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 108 - مناجات در تقریب سماع

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور