صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 85 - عقد بیست و ششم در صدق که عبارت از آنست که ظاهر و باطن برابر بود و بلکه باطن از ظاهر خوبتر

بخش 85 - عقد بیست و ششم در صدق که عبارت از آنست که ظاهر و باطن برابر بود و بلکه باطن از ظاهر خوبتر

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای گرو کرده زبان را به دروغ

برده بهتان ز کلام تو فروغ

22

این نه شایسته هر دیده ور است

که زبانت دگر و دل دگر است

33

از ره صدق و صفا دوری چند

دل قیری رخ کافوری چند

44

روی در قاعده احسان کن

ظاهر و باطن خود یکسان کن

55

یکدل و یکجهت و یکرو باش

وز دورویان جهان یکسو باش

66

از کجی خیزد هر جا خللیست

راستی رستی نیکو مثلیست

77

راست جو راست نگر راست گزین

راست گو راست شنو راست نشین

88

تیر اگر راست رود بر هدف است

ور رود کج ز هدف بر طرف است

99

رورقم های «الف بی » بنگر

که الف از همه باشد برتر

1010

رو بنه تخته ابجد به کنار

که درآید الف اول به شمار

1111

گر سبب جوید حکمت طلبی

نیست جز راستی آن را سببی

1212

راست رو است که سرور باشی

در حساب از همه برتر باشی

1313

صدق اکسیر مس هستی توست

پایه افراز فرو دستی توست

1414

اثر کذب بود هیچکسی

به کسی گر رسی از صدق رسی

1515

صبح کاذب زند از کذب نفس

نور او یک دو نفس باشد و بس

1616

صبح صادق چو بود صدق پسند

علم نورش از آنست بلند

1717

دل اگر صدق پسندیت دهد

بر همه خلق بلندیت دهد

1818

وگر از کذب گزیند علمی

علم او بنشیند به دمی

1919

صدق پیش آر که صدیق شوی

گوهر لجه تحقیق شوی

2020

گرچه صدیق نبی راست خلف

باشدش بر دگر اصناف شرف

2121

گر بر این قاعده برهان خواهی

به که برهانش ز قرآن خواهی

2222

آنست صدیق که دل صاف شود

دعوی او همه انصاف شود

2323

وعده او به وفا انجامد

دلش از غش به صفا آرامد

2424

در درون تخم امانت فکند

وز برون خار خیانت بکند

2525

بر فتد بیخ نفاق از گل او

سرزند شاخ وفاق از دل او

2626

نه در او رنگ تکلف باشد

نه در او بوی تصلف باشد

2727

دامن همت صدیقان گیر

در ره خدمت صدیقان میر

2828

بو که بر جان تو خالی ز قصور

از صفای دلشان ریزد نور

2929

مس قلب تو ازان زر گردد

سنگ بی قدر تو گوهر گردد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای جوانمردی مردان از تو

جنبش راهنوردان از تو

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 84 - مناجات در انتقال از فتوت به صدق

اگلی نظم

رهروی کعبه تمنا می داشت

لیکنش مادر ازان وا می داشت

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 86 - حکایت کعبه روی که به سبب راستی از کید ناراستی برست و آن ناراست به برکت راستی وی به راستان پیوست

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور