صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 34 - عقد نهم در مقام توبه که پشت بر مخالفات کردن است و روی در موافقات آوردن

بخش 34 - عقد نهم در مقام توبه که پشت بر مخالفات کردن است و روی در موافقات آوردن

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

پیش ازان کایدت این واقعه پیش

به که از توبه کنی چاره خویش

22

دامن از نفس و هوا درچینی

پس زانوی وفا بنشینی

33

هر چه بد باشد ازان بازآیی

عقد اصرار ز دل بگشایی

44

زانچه بگذشت پشیمان باشی

اشک اندوه ز مژگان پاشی

55

ره به سر حد خطا کم سپری

سوی اقلیم جفا کم گذری

66

گل این باغ همه یکرنگ است

بانگ مرغانش به یک آهنگ است

77

میوه کامسال ز شاخش چینی

بر همان صورت پارش بینی

88

بوی آنه هست همان رنگ همان

به کمال خودش آهنگ همان

99

پار خوش بود به چشم و دل تو

چیست امسال ازان حاصل تو

1010

باشد اندر نظر نکته شناس

سال دیگر به همین طرز و قیاس

1111

نیست در کار ز تکرار بزه

لیکن آن می برد از کار مزه

1212

چند باشی ز معاصی مزه کش

توبه هم بی مزه ای نیست بچش

1313

ملک از وصمت عصیان پاک است

دیو کافر منش و بی باک است

1414

نکند طبع ملک میل گناه

ناید از توبه گری دیو به راه

1515

خاصه آدمی آمد توبه

مایه محرمی آمد توبه

1616

گرت از نسبت آدم نه اباست

ربنا گو و ظلمنات کجاست

1717

چهره پر گرد کن از خاک نیاز

مژه از خون جگر رنگین ساز

1818

جامه خود چو فلک زن در نیل

به درون شعله فکن چون قندیل

1919

دیده را سرمه بیداری کش

رخت در زاویه خواری کش

2020

فرش آن زاویه خاکستر کن

جا در او با دل چون اخگر کن

2121

سینه از ناخن حسرت بخراش

حرف میل گنه از دل بتراش

2222

دست بردار به درگاه خدای

کای خطابخش خطاگر بخشای

2323

گریه و زاری و خواریم نگر

بر جگر ناوک کاریم نگر

2424

آتش افکند به دل آوخ من

بس بود آتش دل دوزخ من

2525

ز آتش دل شده ام گرم نفس

در گنه سوزیم این آتش بس

2626

زین قبل گرد تواضع می تن

در زاری و تضرع می زن

2727

بو که در دل کند اینت اثری

وا شود بر رخت از توبه دری

2828

ور نه دریوزه کنان از زن و مرد

بر در هر کس و ناکس می گرد

2929

درد دل می کن و همت می خواه

تا ازین ورطه برون آری راه

3030

ای بسا شیر ز عجز آمده تنگ

کش شود صید نما روبه لنگ

3131

وی بسا مرد فرومانده به جای

کش کشد پیرزنی خار ز پای

3232

ای رقم کرده تو حرف گناه

نامه عمرت ازین حرف سیاه

3333

گر نیی خامه سیهکاری چند

بهر هر حرف نگونساری چند

3434

وای اگر عهد بقا پشت دهد

مرگ بر حرف تو انگشت نهد

3535

گسترد دست اجل مهد فراق

وز فزع ساق تو پیچد بر ساق

3636

دوستان نغمه غم ساز کنند

دشمنان خرمی آغاز کنند

3737

وارثان حلقه به گرد سر تو

حلقه کوبان ز طمع بر در تو

3838

از برون سو به تو گریان نگرند

وز درون خرم و خندان گذرند

3939

هیچ تن را سر سودای تو نی

هیچ کس را غم فردای تو نی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای دل اهل ارادت به تو شاد

به تو نازم که مریدی و مراد

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 33 - مناجات در اشارت به آنکه ارادت نخست از جانب مراد است نه مرید و طلب توفیق توبه که مبنای سایر مقامات است

اگلی نظم

می شد اندر حشم حشمت و جاه

پادشاوار وزیری در راه

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 35 - حکایت آن فرو رفته به چاه جاه که از دست دوک ریسی رشته عنایتش به چنگ افتاد و کمند نجات او گشت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور