صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 30 - اشارت به ارباب مشاهده که تجلی ذات است

بخش 30 - اشارت به ارباب مشاهده که تجلی ذات است

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

وان دگر جمله را یک آینه دید

که خدا را در آن معاینه دید

2

دید یک ذات در حدود جهات

متجلی شده به جمله صفات

3

یک وجود است سر به سر عالم

همه اجزاش متصل با هم

4

کره مصمت است بی تجویف

جمع گشته در او لطیف و کثیف

5

نه در آن فرجه ای نه فاصله ای

نز خلاء هیچ ظرف را گله ای

6

امتیازاتشان ز یکدیگر

هست از اعراض با صفات و صور

7

آن گرانمایه جوهر قابل

که مر اعراض را بود حامل

8

هست مرآت ذات بی همتا

وان عوارض مجالی اسما

9

هر که ناظر به حال مرآت است

صورتش دیدن از محالات است

10

هر که را دیده هست بر صورت

بیند آیینه محو در صورت

11

چشم عارف که تیزبین باشد

در شهود جهان چنین باشد

12

بیند اندر همه جهان یک ذات

جلوه گر گشته با شئون و صفات

13

همچو آیینه وصف و ذات جهان

باشد از پیش چشم او پنهان

14

از جهان جز خدا نبیند هیچ

غیر حق هیچ جا نبیند هیچ

15

شد جمال خدا معاینه اش

محو مشهود گشت آینه اش

16

هیچ دانی که این چه جلوه گریست

آینه چیست و اندر آینه کیست

17

آینه اوست و اندر آینه هم

غایب از دیده و معاینه هم

18

اول آیینه سان برون آید

پس در آیینه روی بنماید

19

گر به تقیید بینی او را بند

نام و نقشش جز آینه مپسند

20

ور ز تقیید یابی اش مطلق

اوست پیدا در آینه الحق

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن یکی در مجالی اشیا

به صفت های حق بود بینا

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 29 - اشارت به اصحاب مکاشفه که تجلی صفات است

اگلی نظم

هر که را دیده نی به حق بیناست

دیده او به دید حق نه سزاست

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 31 - اشارت به قربات اربع که مراتب ولایت است یعنی قرب نوافل و قرب فرایض و مقام جمع الجمع که مرتبه قاب قوسین است و مقام جمع احدیت که مرتبه اؤ ادنی است و خاصه پیغمبر ماست صلی الله علیه و سلم و کمل ورثه وی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور