صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »تحفة‌الاحرار
  4. »بخش 37 - حکایت زنده دلی که با مردگان انس گرفته بود و از زندگان فرار می نمود

بخش 37 - حکایت زنده دلی که با مردگان انس گرفته بود و از زندگان فرار می نمود

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

زنده دلی از صف افسردگان

رفت به همسایگی مردگان

2

پشت ملامت به عمارات کرد

روی ارادت به مزارات کرد

3

حرف فنا خواند ز هر لوح خاک

روح بقا جست ز هر روح پاک

4

گشتی ازین سگ منشان تیز تگ

همچو تگ آهوی وحشی ز سگ

5

کارشناسی پی تفتیش حال

کرد ازو بر سر راهی سؤال

6

کین همه از زنده رمیدن چراست

رخت سوی مرده کشیدن چراست

7

گفت بلندان به مغاک اندراند

پاک نهادان ته خاک اندراند

8

مرده دلانند به روی زمین

بهر چه با مرده شوم همنشین

9

همدمی مرده دهد مردگی

صحبت افسرده دل افسردگی

10

زیر گل آنان که پراکنده اند

گرچه به تن مرده به جان زنده اند

11

مرده دلی بود مرا پیش ازین

بسته هر چون و چرا پیش ازین

12

زنده شدم از نظر پاکشان

آب حیاتست مرا خاکشان

13

جامی ازین مرده دلان گوشه گیر

گوش به خود دار و ز خود توشه گیر

14

هر چه درین دایره بیرون توست

گام سعایت زده در خون توست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای چو گلت جیب به چنگ خسان

دامن صحبت بکش از ناکسان

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 36 - مقاله هشتم در اشارت به عزلت مشتمل بر عزت که بی «عین»علم زلت است و بی «زای»زهد علت

اگلی نظم

ای به زبان نکته گزار آمده

وی به سخن نادره کار آمده

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 38 - مقاله نهم در اشارت به صمت که سرمایه نجات و پیرایه رفع درجات است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور