صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 19 - اشارت به جماعتی که اگرچه به مشاهده جمال صورت گرفتار شدند در آن نماندند بلکه آن سبب ترقی ایشان شد به مشاهده جمال معنی

بخش 19 - اشارت به جماعتی که اگرچه به مشاهده جمال صورت گرفتار شدند در آن نماندند بلکه آن سبب ترقی ایشان شد به مشاهده جمال معنی

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

وان دگر گرچه بود عشق مجاز

رهزن عقل و دین او ز آغاز

2

عاقبت حرف عاریت بسترد

ره به سر منزل حقیقت برد

3

میوه ای زان درخت چید و گذشت

جرعه ای زان قدح چشید و گذشت

4

سخن خوب و نکته سره گفت

عارفی کالمجاز قنطره گفت

5

بر ره تو مجاز قنطره ایست

نکند کس فراز قنطره ایست

6

زود بگذر که سالکان سبل

کم اقامت کنند بر سر پل

7

گرچه آن پل بود برای گذر

به حقارت به سوی او منگر

8

کی ز بحر تعلقات جهان

که در او غرقه اند پیر و جوان

9

جز به آن پل توان گذر کردن

پی به عشق حقیقی آوردن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شمس تبریز دید کاوحد دین

کرده نظاره بتان آیین

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 18 - شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینی

اگلی نظم

وان دگر گرچه سوی صورت رو

آورد نیست قید صورت او

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 20 - اشارت به جماعتی که در مظاهر صوری و معنوی مشهود ایشان جز جمال مطلق حضرت حق جل ذکره نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور