صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »تحفة‌الاحرار
  4. »بخش 33 - حکایت آن صاحب کرم که بر همیان درم از رشته تدبیر پندگویان بند نهاد

بخش 33 - حکایت آن صاحب کرم که بر همیان درم از رشته تدبیر پندگویان بند نهاد

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

هر چه دهی از سر انصاف ده

قفل عدم بر در اسراف نه

2

بعد شکستن صدف خویش را

خوار مگردان خلف خویش را

3

بهره که دیدی ز خداوند خود

ساز ذخیره پی فرزند خود

4

تا چه بریزد صدفت زیر خاک

بهره ور آید ز تو آن در پاک

5

گفت که دارم سفری دور پیش

آنچه به دست است کنم زاد خویش

6

چون بپرد طوطی من زین قفس

بهره فرزند خداوند بس

7

دل چو قوی گشت به روزی دهم

از پی فرزند چه روزی نهم

8

جامی ازین به غم فرزند خور

زرد مکن روی وی از مهر زر

9

زآفت این رهزنش آگاه کن

قبله اش الرزق علی الله کن

10

دیده وری خواند به عقل سلیم

حرف فنا از ورق زر و سیم

11

خواست درین دایره تیز رو

سازدش از نقش بقا سکه نو

12

عقده ز همیان درم برگرفت

جلوه به میدان کرم در گرفت

13

بی درمان را درم اندوز ساخت

بی کرمان را کرم آموز ساخت

14

هر زر و سیمی که به درویش داد

آنچه طلب کرد بسی بیش داد

15

گفت فضولی ز کرم دست تنگ

کای شده پیش تو یکی سیم و سنگ

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای شده زندان درم مشت تو

بند بر آنجا ز هر انگشت تو

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 32 - مقاله ششم در اشارت به زکات که سرمایه بالش مال و مالش نفس بخل سگال است

اگلی نظم

ای ز گلت نا زده سر حب دل

مانده ز حب وطنت پا به گل

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 34 - مقاله هفتم در اشارت به زیارت بیت الله الحرام که به وادی تگ و پویش در پس هر سنگی سرهنگی سر نهاده و در بوادی جست و جویش در هر بن خاری گرفتاری از پای درافتاده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور