صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سلسلةالذهب
  4. »دفتر دوم
  5. »بخش 10 - حکایت شاه شجاع کرمانی قدس الله تعالی سره

بخش 10 - حکایت شاه شجاع کرمانی قدس الله تعالی سره

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

شاه کرمانی آن مطیع مطاع

که به میدان عشق بود شجاع

2

هر شبی دیده پر نمک کردی

جگر خود به آن نمک خوردی

3

ساختی آب دیده را نمک آب

پاک شستی ز دیده سرمه خواب

4

بعد عمری که چشم او نغنود

یک شبی خواب راحتش بربود

5

روی جانان به خواب دید آن شب

میوه وصل یار چید آن شب

6

تخم بی خوابش رسید به بر

آمدش بر جمال یار نظر

7

گر به بی خوابیش نبودی خوی

به وی این خواب کی نمودی روی

8

چون به مقصود خود ز خواب رسید

هیچ مقصود به ز خواب ندید

9

بعد ازان چون زدی به راهی گام

یا گرفتی به منزلی آرام

10

داشتی بالشی قرین با خویش

که گرش آمدی مجالی پیش

11

زیر پهلو ز خار و خس رفتی

سر به بالین نهادی و خفتی

12

خوش بود خواب های بیداران

خوش بود کارهای بیکاران

13

دیده مشغول خواب و دل بیدار

دست فارغ ز کار و دل در کار

14

یار بر چشم سر چو گشت عیان

گر بود بسته چشم سر چه زیان

15

ور بود چشم سر ازو مسدود

گر بود چشم سر گشاده چه سود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

داد ذوالنون به بایزید پیام

کای گرفته به خواب خوش آرام

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 9 - حکایت ذوالنون و ابو یزید قدس الله تعالی سرهما

اگلی نظم

باز گردم به قصه دختر

که شدش خون ز انتظار جگر

جامی»هفت اورنگ»دفتر دوم»بخش 11 - رجوع به تمامی قصه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور