صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 116 - حکایت نصیحت قبول کردن عمر عبدالعزیز از غلام خود که خازن بیت المال بود

بخش 116 - حکایت نصیحت قبول کردن عمر عبدالعزیز از غلام خود که خازن بیت المال بود

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

عمر ثانی آن همچو نخست

کرده در دین سبق عدل درست

2

داشت در ستر حرم فرزندان

چون پدر جمله سعادتمندان

3

عید شد پیش پدر جمع شدند

همه پروانه آن شمع شدند

4

اشک از دیده فشاندند چو شمع

کای پریشانی عالم به تو جمع

5

با تن عور چو شمعیم همه

بهر جامه شده جمعیم همه

6

نیست از اطلس اکسون سخنی

همچو فانوس کم از پیرهنی

7

تا به کی سرزنش دایه کشیم

سردی طعنه همسایه کشیم

8

چون عمر گریه فرزندان دید

بار غم بر دلشان نپسندید

9

بنده ای داشت عجب فرخ فال

کار او خازنی بیت المال

10

گفتش آور بدر از مخزن خویش

خرج یک ماهه من بی کم و بیش

11

کار این چند جگرگوشه بساز

خرجی من به دگر ماه انداز

12

بنده گفتا که تویی ای خواجه

بر سر دفتر دین دیباچه

13

می ندانم که تو را ضامن کیست

که یکی هفته دگر خواهی زیست

14

چون خوری مال مسلمانان را

گر بمیری که دهد تاوان را

15

عمر آن نکته نیکو چو شنفت

آفرین کرد و به فرزندان گفت

16

روی در زاویه درد کنید

وین هوس بر دل خود سرد کنید

17

زانکه بی خون جگر پالودن

نیست امکان به بهشت آسودن

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای می قرب شهت برده ز دست

زین قرابه نشده کس چو تو مست

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 115 - عقد سی و ششم در نیکخواهی ارکان دولت که در میان پادشاه و رعایا رابطه اند و در وصول آثار عدل و ظلم واسطه

اگلی نظم

ای به راه طلبت سعی کسی

خالی از ترک هوس ها هوسی

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 117 - مناجات در انتقال از ارکان دولت به رعایا

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور