صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »تحفة‌الاحرار
  4. »بخش 47 - حکایت عمر عبدالعزیز که در همه عمر عزیز از افسر عین عدالت سربلند بود و از حلقه میم مروت کمربند

بخش 47 - حکایت عمر عبدالعزیز که در همه عمر عزیز از افسر عین عدالت سربلند بود و از حلقه میم مروت کمربند

شاعر: جامی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چون ثمر دوحه عبدالعزیز

دولت دین شد شرف ملک نیز

2

قاعده عدل عمر تازه کرد

ملک و خلافت به یک اندازه کرد

3

کوه نشینان که ز ظلم سپاه

خاسته بودند ز سرهای راه

4

پویه کنان بر سر راه آمدند

بهر خبر پرسی شاه آمدند

5

کان شه پیشین ستمگر چه شد

حال وی ازگردش اختر چه شد

6

وین شه عادل دل فیروز روز

کیست که شد نیر عالم فروز

7

رهسپری گفت چه سان یافتید

این خبر خیر که بشتافتید

8

مژده رساندند که بودی دلیر

بر رمه زین پیش بسی گرگ و شیر

9

بر رمه از گرگ دلیری نماند

شیر به خونخواری شیری نماند

10

بره و گرگند به هم گشته رام

آهو و شیرند به هم در خرام

11

این همه از دولت این خسرو است

کز قدمش رسم عدالت نو است

12

آن ز خساست صفت گرگ داشت

بر سر ما گرگ دگر می گماشت

13

وین ز کرم چون به بزرگی رسید

گرگ ز سر کسوت گرگی کشید

14

هست درین مرحله خرد و بزرگ

با دهن یوسف و دندان گرگ

15

گرچه بود خوش لب خندانشان

جامی و صد زخم ز دندانشان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای به سرت افسر فرماندهی

افسرت از گوهر احسان تهی

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 46 - مقاله سیزدهم در مخاطبه سلاطین که اگر بر دیگران می تابند آسمان عدل را چشمه آفتابند و اگر همه گرد خود می گردند طوفان ظلم را گرداب

اگلی نظم

ای چو قلم صورت خود کرده راست

میل رقم های کج از تو خطاست

جامی»هفت اورنگ»تحفة‌الاحرار»بخش 48 - مقاله چهاردهم در اشارت به حال وزیران و دبیران که رقم عدالت و ظلم بر صفحات ایام از رشحات اقلام ایشان است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور