صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »سبحة‌الابرار
  4. »بخش 77 - حکایت یوسف و زلیخا که پرده پوشی زلیخا پرده گشای دیده یوسف آمد تا حق را ناظر خود یافت و از نظر زلیخا روی بتافت

بخش 77 - حکایت یوسف و زلیخا که پرده پوشی زلیخا پرده گشای دیده یوسف آمد تا حق را ناظر خود یافت و از نظر زلیخا روی بتافت

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چون زلیخا ز مه کنعانی

ماند در دایره حیرانی

2

بازوی عشق بر او زور آورد

تلخی هجر در او شور آورد

3

کردش از انجمن پیدایی

جای در زاویه تنهایی

4

شد حجاب از نظر اصحابش

پرده «غلقت الابوابش »

5

دامن عصمتشان کرد رها

میل «همت به و هم بها»

6

شوق بستد ز کف هر دو زمام

هر دو گشتند ز هم طالب کام

7

ناگهان جست زلیخا از جای

از سر تخت طرب پرده ربای

8

تا شود مانع دیدار کسی

پرده پوشید به رخسار کسی

9

یوسفش گفت به صد گونه شگفت

که چه چیز است پس پرده نهفت

10

گفت دارم صنمی از زر ناب

پای تا سر گهر و لعل خوشاب

11

سالها شد که هوادار ویم

روی بر خاک پرستار ویم

12

شرمم آید که پس از چندین سال

بیندم فاش درین ناخوش حال

13

گفت یوسف که نه قاصر نظرم

من بدین شرم سزاوارترم

14

تو ازین پیکر بی نفع و ضرر

که خود آراستی از گوهر و زر

15

مانده ای روی خجالت در پیش

دیده می بندیش از دیدن خویش

16

من ازان پاک که نفع و ضر ازوست

بحر و کان پر زر و پر گوهر ازوست

17

چون نباشم خجل و شرمنده

سر تشویر به پیش افکنده

18

این سخن گفت و به در روی نهاد

بر زلیخا در حرمان بگشاد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای برافکنده ز رخ ستر حیا

هیچ ازین کار حیا نیست تو را

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 76 - عقد بیست و سیم در حیا که محافظت ظاهر و باطن است از مخالفت احکام الهی به سبب مراقبه نظر حق سبحانه و تعالی

اگلی نظم

ای اولی اجنحه مرغان سر خویش

برده از شرم تو زیر پر خویش

جامی»هفت اورنگ»سبحة‌الابرار»بخش 78 - مناجات در طلب حیا از نقایص بشریت و تحقیق به خصایص حریت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور