صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »هفت اورنگ
  3. »لیلی و مجنون
  4. »بخش 52 - در بیان حال مجنون که وی از صورت مجاز به معنی حقیقت رسیده بود و از جام صورت شراب معنی چشیده

بخش 52 - در بیان حال مجنون که وی از صورت مجاز به معنی حقیقت رسیده بود و از جام صورت شراب معنی چشیده

شاعر: جامی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

مستیش ز باده بود نز جام

از جام رمیده شد سرانجام

2

بشکفت به بوستان رازش

گلهای حقیقت از مجازش

3

چشمه ز شکاف سنگ جوشید

دریا شد و سنگ را بپوشید

4

لیلی طلبی او در این جوش

بر شاهد عشق بود روپوش

5

زین نام دهانش پر شکر بود

لیکن مقصود ازو دگر بود

6

عاشق که ز مهر دوست کاهد

مه گوید و روی دوست خواهد

7

آرند که صوفیی صفاکیش

برداشت به خواب پرده از پیش

8

مجنون بر وی شد آشکارا

با او نه به صورت مدارا

9

گفت ای شده از خرابی حال

بر نقش مجاز فتنه سی سال

10

چون کرد اجل نبرد با تو

معشوق ازل چه کرد با تو

11

گفتا به سرای قربتم خواند

بر صدر سریر قرب بنشاند

12

گفت ای به بساط عشق گستاخ

شرمت نامد که چون درین کاخ

13

خوردی می ما ز جام لیلی

خواندی ما را به نام لیلی

14

بر من چو در خطاب بگشود

با من جز ازین عتاب ننمود

15

جامی بنگر کز آفرینش

هر ذره به چشم اهل بینش

16

از خم ازل خجسته جامیست

گرداگردش نوشته نامیست

17

آن جام چه جام جام باقی

وان نام چه نام نام ساقی

18

از جام به باده گیر آرام

وز نام نگر به صاحب نام

19

در صاحب نام کن نشان گم

در هستی وی شو از جهان گم

20

تا باز رهی ز هستی خویش

وز ظلمت خود پرستی خویش

21

جایی برسی کزان گذر نیست

جز بی خبری ازان خبر نیست

22

با تو ز جهان بی نشانی

گفتیم نشان دگر تو دانی

23

هان تا نبری گمان که مجنون

بر حسن مجاز بود مفتون

24

در اول اگر چه داشت میلی

با جرعه کشی ز جام لیلی

25

اندر آخر که گشت ازان مست

افکند ز دست جام و بشکست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

طغراکش این فراقنامه

این رشحه برون دهد ز خامه

جامی»هفت اورنگ»لیلی و مجنون»بخش 51 - مراجعت کردن اعرابی بار دیگر به زیارت مجنون و بعد از جست و جوی بسیار وی را یافتن که غزالی را در آغوش گرفته و هر دو جان داده

اگلی نظم

فهرست نویس این جریده

بر خاتمت این رقم کشیده

جامی»هفت اورنگ»لیلی و مجنون»بخش 53 - رفتن آن اعرابی به دیار لیلی و خبر وفات مجنون را به وی رساندن و اظهار کردن لیلی آن معنی را پیش از گفتن اعرابی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور