حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 87شمارهٔ 87شاعر: حافظوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: لہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل مجوی منصب دنیا که هیچ نیستنقصان بود ز عزل کمالت نه از عمل2نقل کریںچیزی مگو که از تو پریشان شود دلیکاری مکن که از تو به نفسی رسد خلل◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهنگام بهار است گل لاله و نسریناز خاک در آیند و تو در خاک چرایی؟حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 86اگلی نظماز بد دهر اگر همی رنجیرنجش از روزگار سهل بودحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 88زمینہم وزن و قافیہ نظمیںقد راقنی جمالک یا راکب الجملانزل فان حبک بالقلب قد نزلجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 299زد شیخ شهر طعنه بر اسرار اهل دلالمرء لایزال عدوا لما جهلجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 560ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور