حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 76شمارهٔ 76شاعر: حافظوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ورہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که آمد در جهان پر ز شورعاقبت رفتن می باید به گور◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنصیبِ من چو خرابات کرده است اِلهدر این میانه بگو، زاهدا! مرا چه گناه؟حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 75اگلی نظمدر این وادی به بانگ سیل بشنوکه صد من خون مظلومان به یک جوحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 77زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای خیالت در دل من هر سحورمیخرامد همچو مه یک پاره نوررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1105بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر، بار داشت و چهل بندهٔ خدمتکار.شبی در جزیرهٔ کیش مرا به حجرهٔ خویش درآورد.سعدی»گلستان»باب سوم در فضیلت قناعت»حکایت شمارهٔ 21ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنصیبِ من چو خرابات کرده است اِلهدر این میانه بگو، زاهدا! مرا چه گناه؟حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 75
بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر، بار داشت و چهل بندهٔ خدمتکار.شبی در جزیرهٔ کیش مرا به حجرهٔ خویش درآورد.سعدی»گلستان»باب سوم در فضیلت قناعت»حکایت شمارهٔ 21