رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1105غزل شمارهٔ 1105شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ورہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای خیالت در دل من هر سحورمیخرامد همچو مه یک پاره نور22نقل کریںنقش خوبت در میان جان ماآتش و شور افکند وانگه چه شور33نقل کریںآتشی کردی و گویی صبر کنمن ندانم صبر کردن در تنور44نقل کریںیاد داری کآمدی تو دوش مستماه بودی یا پری یا جان حور55نقل کریںآن سخنهایی که گفتی چون شکروان اشارتها که میکردی ز دور66نقل کریںدست بر لب میزدی یعنی که تواز برای این دل من برمشور77نقل کریںدست بر لب مینهی یعنی که صبربا لب لعلت کجا ماند صبور88نقل کریںرو به بالا میکنی یعنی خداچشم بد را از جمالم دار دور99نقل کریںای تو پاک از نقشها وز روی توهر زمانی یوسفی اندر صدور◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمباز شد در عاشقی بابی دگربر جمال یوسفی تابی دگررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1104اگلی نظمراز را اندر میان نه وامگیربنده را هر لحظه از بالا مگیررومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1106◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر که آمد در جهان پر ز شورعاقبت رفتن می باید به گورحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 76بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر، بار داشت و چهل بندهٔ خدمتکار.شبی در جزیرهٔ کیش مرا به حجرهٔ خویش درآورد.سعدی»گلستان»باب سوم در فضیلت قناعت»حکایت شمارهٔ 21◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
بازرگانی را شنیدم که صد و پنجاه شتر، بار داشت و چهل بندهٔ خدمتکار.شبی در جزیرهٔ کیش مرا به حجرهٔ خویش درآورد.سعدی»گلستان»باب سوم در فضیلت قناعت»حکایت شمارهٔ 21