صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 440

غزل شمارهٔ 440

شاعر: حافظ

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ندی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که «واثق شو، به الطاف خداوندی»
22
دعای صبح و آهِ شب، کلید گنج مقصود است
بدین راه و روش می‌رو، که با دلدار پیوندی
33
قلم را آن زبان نَبوَد، که سرِّ عشق گوید باز
ورای حدّ تقریر است، شرح آرزومندی
44
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور!
پدر را باز پرس آخر، کجا شد مِهرِ فرزندی؟
55
جهان، پیر رعنا را، ترحّم در جِبِلَّت نیست
ز مِهر او چه می‌پرسی؟ در او همّت چه می‌بندی؟
66
همایی چون تو عالی‌قدر، حرص استخوان تا کی؟
دریغ آن سایهٔ همّت، که بر نااهل افکندی
77
در این بازار اگر سودی‌ست، با درویش خرسند است
خدایا منعَمم گردان به درویشی و خرسندی
88
به شعر حافظِ شیراز می‌رقصند و می‌نازند
سیه‌چشمان کشمیری و تُرکان سمرقندی
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی

کز عکس روی او شب هجران سر آمدی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 439

اگلی نظم

چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟

که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 441

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی

پریشانی زلفش آمد و زد راه خرسندی

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1974

به یمن سایه چتر فلک سای خداوندی

خراسان غیرت چین شد ز ترکان سمرقندی

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 930

اگر بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی

وگر ما را همی‌خواهی چرا تندی نمی‌خندی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2554

نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی

که ما را بیش از این طاقت نمانده‌ست آرزومندی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 539

تو با این لطف دلبندی چرا با ما نپیوندی

نقاب از بهر آن باشد که روی زشت بربندی

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 73

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00