زمین
گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی
پریشانی زلفش آمد و زد راه خرسندی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1974
به یمن سایه چتر فلک سای خداوندی
خراسان غیرت چین شد ز ترکان سمرقندی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 930
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که «واثق شو، به الطاف خداوندی»
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 440
نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی
که ما را بیش از این طاقت نماندهست آرزومندی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 539
تو با این لطف دلبندی چرا با ما نپیوندی
نقاب از بهر آن باشد که روی زشت بربندی
سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 73