حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 217غزل شمارهٔ 217شاعر: حافظوزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیہ: لیبودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمسلمانان مرا وقتی دلی بودکه با وی گفتمی گر مشکلی بود2نقل کریںبه گِردابی چو میافتادم از غمبه تدبیرش امیدِ ساحلی بود3نقل کریںدلی همدرد و یاری مصلحت بینکه اِستِظهارِ هر اهلِ دلی بود4نقل کریںز من ضایع شد اندر کویِ جانانچه دامنگیر یا رب منزلی بود5نقل کریںهنر بیعیبِ حِرمان نیست لیکنز من محرومتر کِی سائلی بود؟6نقل کریںبر این جانِ پریشان رحمت آریدکه وقتی کاردانی کاملی بود7نقل کریںمرا تا عشق تعلیمِ سخن کردحدیثم نکتهٔ هر محفلی بود8نقل کریںمگو دیگر که حافظ نکتهدان استکه ما دیدیم و محکم جاهلی بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 216اگلی نظمدر ازل هر کو به فیضِ دولت ارزانی بُوَدتا ابد جامِ مرادش همدمِ جانی بُوَدحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 218آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیمریم فقیهی کیامحمدرضا مومن نژادمحسن لیلهکوهیشاپرک شیرازیسهیل قاسمیافسر آریافریدون فرحاندوزنازنین بازیانپری ساتکنی عندلیباحسان حلاجآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بودسر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بودحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 216
اگلی نظمدر ازل هر کو به فیضِ دولت ارزانی بُوَدتا ابد جامِ مرادش همدمِ جانی بُوَدحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 218