صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. حافظ
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 124

غزل شمارهٔ 124

شاعر: حافظ

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ابیدارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: کلارک
Toggle stanza 1
11
آن که از سُنبُلِ او، غالیه تابی دارد
باز با دلشدگان ناز و عِتابی دارد

That one, from whose hyacinth lock, a great torment, ambergris hath. Again, with those heart-gone, grace and reproach hath.

22
از سَرِ کُشتهٔ خود می‌گذری همچون باد
چه توان کرد؟ که عمر است و شتابی دارد

By the head of his own slain one, He passeth like the wind: What can one do? For, He is life; and swiftness, it hath.

33
ماهِ خورشید نُمایَش ز پسِ پردهٔ زلف
آفتابیست که در پیش سَحابی دارد

From behind the screen of His tress, the moon, displaying the sun, Is a great sun that, in front, a cloud hath.

44
چشمِ من کرد به هر گوشه روان سیلِ سرشک
تا سَهی سَروِ تو را تازه‌تر آبی دارد

In every corner, my eye made flowing a torrent of tears, So that, with a great water, freshness, Thy straight cypress hath.

55
غمزهٔ شوخِ تو خونم به خطا می‌ریزد
فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد

In error, Thy bold glance sheddeth my blood; Be its opportunity; for a very correct judgment it hath.

66
آب حَیوان اگر این است که دارد لبِ دوست
روشن است این که خِضِر بهره سرابی دارد

If that be the water of life, that the lip of my Beloved hath, Clear this is that a share of the mirage, Khizr hath.

77
چشمِ مخمورِ تو دارد ز دلم قصدِ جگر
تُرک مست است مگر میلِ کبابی دارد

On account of my heart, Thy intoxicated eye desireth my liver: The Bold one is intoxicated. Perchance, inclination for a piece of roast meat, He hath.

88
جانِ بیمارِ مرا نیست ز تو روی سؤال
ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد

The path of questioning Thee is not my sick soul’s: Happy that shattered one who, an answer from the Beloved, hath.

99
کِی کُنَد سویِ دلِ خستهٔ حافظ نظری
چشمِ مستش که به هر گوشه خرابی دارد

Towards Hafez’s wounded heart, when a glance casteth Thy intoxicated eye, that, in every corner, a ruined one hath.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مطربِ عشق عجب ساز و نوایی دارد

نقشِ هر نغمه که زد راه به جایی دارد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 123

اگلی نظم

شاهد آن نیست که موییّ و میانی دارد

بندهٔ طلعتِ آن باش که آنی دارد

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 125

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از بتان شسته عذاری که حجابی دارد

چشم بد دور که خوش عالم آبی دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3314

لب لعل تو اگر جام شرابی دارد

دل ما نیز نمک خورده کبابی دارد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3315

خضر اگر بر لب کس منت آبی دارد

بگذر از چشمهٔ حیوان که سرابی دارد

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 220

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00