غالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 94رباعی شمارهٔ 94شاعر: غالب دهلویوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انبودنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر چند توان بی سر و سامان بودنبازیچه خوی زشت نتوان بودن22نقل کریںبالله که ز دشنه بر جگر سخت ترستاز کرده خویشتن پشیمان بودن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبر قول تو اعتماد نتوان کردنخود را به گزاف شاد نتوان کردنغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 93اگلی نظمای تیره زمین که بوده ای بستر منهر خاک که با تست همه بر سر منغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 95◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبر قول تو اعتماد نتوان کردنخود را به گزاف شاد نتوان کردنغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 93
اگلی نظمای تیره زمین که بوده ای بستر منهر خاک که با تست همه بر سر منغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 95