صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 70

غزل شمارهٔ 70

شاعر: غالب دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ااتشاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

سینه بگشودیم و خلقی دید کاینجا آتش است

بعد از این گویند آتش را که گویا آتش است

2

انتظار جوله ساقی کبابم می‌کند

می به ساغر آب حیوان و به مینا آتش است

3

گریه‌ات در عشق از تأثیر دود آه ماست

اشک در چشم تو آب و در دل ما آتش است

4

ای که می‌گویی تجلی‌گاه نازش دور نیست

صبر مشتی از خس و ذوق تماشا آتش است

5

بی‌تکلف، در بلا بودن به از بیم بلاست

قعر دریا سلسبیل و روی دریا آتش است

6

پرده از رخ برگرفت و بی‌محابا سوختیم

باده با دست آتش او را و ما را آتش است

7

هم بدین نسبت ز شوخی در دلت جا کرده‌ایم

فاش گوییم از تو سنگ است آنچه از ما آتش است

8

گریه‌ای دارم که تا تحت‌الثری آب است و بس

ناله‌ای دارم که تا اوج ثریا آتش است

9

پاک خور امروز و زنهار از پی فردا منه

در شریعت باده امروز آب و فردا آتش است

10

راز بدخویان نهفتن برنتابد بیش از این

پرده‌دار سوز و ساز ماست هرجا آتش است

11

گشته‌ام غالب طرف با مشرب عرفی که گفت

«روی دریا سلسبیل و قعر دریا آتش است»

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کشته را رشک کشته دگرست

من و زخمی که بر دل از جگرست

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 69

اگلی نظم

ما لاغریم گر کمر یار نازکست

فرقی ست در میانه که بسیار نازکست

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 71

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش است

گر همه اشکی فشانم تا ثریا آتش است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 496

جان روشن را جهان در چشم بینا آتش است

شبنم بی تاب را گل در ته پا آتش است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1008

جنگ آتش، آشتی آتش، مدارا آتش است

خوش سر و کاری از آن بدخو مرا با آتش است

عرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 55

گر شرر گر شعله هرجا گشت پیدا آتش است

چاره دل کن که با آتش مدارا آتش است

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 72

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور