صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 287

غزل شمارهٔ 287

شاعر: غالب دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: نخواهدشدن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تا ز دیوانم که سرمست سخن خواهد شدن؟

این می از قحط خریداری کهن خواهد شدن

2

کوکبم را در عدم اوج قبولی بوده است

شهرت شعرم به گیتی بعد من خواهد شدن

3

هم سواد صفحه مشک سوده خواهد بیختن

هم دواتم ناف آهوی ختن خواهد شدن

4

مطرب از شعرم به هر بزمی که خواهد زد نوا

چاکها ایثار جیب پیرهن خواهد شدن

5

حرف حرفم در مذاق فتنه جا خواهد گرفت

دستگاه ناز شیخ و برهمن خواهد شدن

6

هی چه می گویم اگر این ست وضع روزگار

دفتر اشعار باب سوختن خواهد شدن

7

آن که صور ناله از شور نفس موزون دمید

کاش دیدی کاین نشید شوق فن خواهد شدن

8

کاش سنجیدی که بهر قتل معنی یک قلم

جلوه کلک و رقم دار و رسن خواهد شدن

9

چشم کور آیینه دعوی به کف خواهد گرفت

دست شل مشاطه زلف سخن خواهد شدن

10

شاهد مضمون که اینک شهری جان و دل ست

روستا آواره کام و دهن خواهد شدن

11

زاغ راغ اندر هوای نغمه بال و پرزنان

همنوای پرده سنجان چمن خواهد شدن

12

شاد باش ای دل درین محفل که هر جا نغمه ای ست

شیون رنج فراق جان و تن خواهد شدن

13

هم فروغ شمع هستی تیرگی خواهد گزید

هم بساط بزم مستی پرشکن خواهد شدن

14

از تب و تاب فنا یکباره چون مشتی سپند

هر یکی گرم وداع خویشتن خواهد شدن

15

حسن را از جلوه نازش نفس خواهد گداخت

نغمه را از پرده سازش کفن خواهد شدن

16

دهر بی پروا عیار شیوه ها خواهد گرفت

داوری خون در نهاد ما و من خواهد شدن

17

پرده ها از روی کار همدگر خواهد فتاد

خلوت گبر و مسلمان انجمن خواهد شدن

18

هم به فرقش خاک حرمان ابد خواهند ریخت

مرگ عام این بیستون را کوهکن خواهد شدن

19

گرد پندار وجود از رهگذر خواهد نشست

بحر توحید عیانی موج زن خواهد شدن

20

در ته هر حرف غالب چیده ام میخانه ای

تا ز دیوانم که سرمست سخن خواهد شدن؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

خجل ز راستی خویش می توان کردن

ستم به جان کج اندیش می توان کردن

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 286

اگلی نظم

طاق شد طاقت ز عشقت بر کران خواهم شدن

مهربان شو ور نه بر خود مهربان خواهم شدن

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 288

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عمر اگر باقی‌ست رنجش‌ها کهن خواهد شدن

آن لبان تلخ گو شیرین‌سخن خواهد شدن

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 482

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور