صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. غالب دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 306

غزل شمارهٔ 306

شاعر: غالب دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اکردهای

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

چون زبان‌ها لال و جان‌ها پر ز غوغا کرده‌ای

بایدت از خویش پرسید آنچه با ما کرده‌ای

2

گر نه‌ای مشتاق عرض دستگاه حسن خویش

جان فدایت دیده را بهر چه بینا کرده‌ای؟

3

هفت دوزخ در نهاد شرمساری مضمرست

انتقام است این که با مجرم مدارا کرده‌ای

4

صد گشاد آن را که هم امروز رخ بنموده‌ای

مژده باد آن را که محو ذوق فردا کرده‌ای

5

خوبرویان چون مذاق خوی ترکان داشتند

آفرینش را بر ایشان خوان یغما کرده‌ای

6

خستگان را دل به پرسش‌های پنهان برده‌ای

با درستان گر نوازش‌های پیدا کرده‌ای

7

چشمه نوش است از زهر عتابت کام جان

تلخی می در مذاق ما گوارا کرده‌ای

8

ذره‌ای را روشناس صد بیابان گفته‌ای

قطره‌ای را آشنای هفت دریا کرده‌ای

9

دجله می‌جوشد همانا دیده‌ها جویای تست

شعله می‌بالد مگر در سینه‌ها جا کرده‌ای؟

10

جلوه و نظاره پنداری که از یک گوهرست

خویش را در پرده خلقی تماشا کرده‌ای

11

چاره در سنگ و گیاه و رنج با جاندار بود

پیش از آن کاین دررسد آن را مهیا کرده‌ای

12

دیده می‌گرید، زبان می‌نالد و دل می‌تپد

عقده‌ها از کار غالب سر به سر وا کرده‌ای

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بر دست و پای بند گرانی نهاده ای

نازم به بندگی که نشانی نهاده ای

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 305

اگلی نظم

می‌رود خنده به سامان بهاران زده‌ای

خون گل ریخته و می به گلستان زده‌ای

غالب دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 307

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای امل آواره فرصت را چه رسوا کرده‌ای

نوحه کن در یاد امروزی که فردا کرده‌ای

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2642

حسن خویش از روی خوبان آشکارا کرده‌ای

پس به چشم عاشقان آن را تماشا کرده‌ای

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 901

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور