غالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 107رباعی شمارهٔ 107شاعر: غالب دهلویوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اچشمیصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآنی تو که شخص مردمی را چشمیسبحان الله چه مایه بینا چشمی2نقل کریںالبته عجب نیست که باشی بیمارزان رو که به دلبری سراپا چشمی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمصبحست و همای فیض و گیتی دامیصبحست و هوای شوق و گردون بامیغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 106اگلی نظمدر کلبه من اگر غباری بینیپیچیده به خویش همچو ماری بینیغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 108ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمصبحست و همای فیض و گیتی دامیصبحست و هوای شوق و گردون بامیغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 106
اگلی نظمدر کلبه من اگر غباری بینیپیچیده به خویش همچو ماری بینیغالب دهلوی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 108