صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »عشاق‌نامه
  3. »خاتمة‌الکتاب
  4. »بخش 1 - سر آغاز

بخش 1 - سر آغاز

شاعر: عراقی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

مرحبا! مرحبا! نسیم صبا

خبر از دوست چیست؟ باز نما

22

حال ما بین درین پریشانی

باز گو تا ازو چه می‌دانی؟

33

این چنینم هنوز بگذارد؟

یا عزیمت بدین طرف دارد؟

44

گوییا تخم مهر ما کارد

یا خود از ما فراغتی دارد

55

سخن بی‌دلان به یاد آرد؟

یا خود او این سرود نشمارد؟

66

باشدش هیچ میل و رغبت ما؟

یا فراموش کرده صحبت ما؟

77

گوییا در دلش وفا با ماست

یا هنوزش سر جفا با ماست

88

خاطرش هیچ سوی ما نگرد؟

یا دگر نام بی‌دلان نبرد؟

99

هیچ داند که حال ما چون است؟

یا ز ما خود دلش دگرگون است؟

1010

دوری از ما هنوز می‌جوید؟

یا ز ما خود سخن نمی‌گوید؟

1111

از جمالش اگرچه محرومم

هر چه خواهد کند، که مظلومم

1212

جز مرادش مرا مرادی نیست

غیر او خاطری و یادی نیست

1313

هست جانم چنان بدو مشغول

که ندانم فراق را ز وصول

1414

خود ندانم که در چه کارم من؟

با وی از خود خبر ندارم من

1515

در کمندش چنان گرفتارم

که خلاصی طمع نمی‌دارم

1616

گرچه او خود نمی‌برد نامم

تا برفت او، برفت آرامم

1717

هرکه جانش ز روی دوست بود

میل جانش به سوی دوست بود

1818

دیده، کو طالب جمال تو شد

باعثش قوت خیال تو شد

◆

اگلی / پچھلی نظم

اگلی نظم

دل چو در دام عشق منظور است

دیده را جرم نیست، معذور است

عراقی»عشاق‌نامه»خاتمة‌الکتاب»بخش 2 - غزل

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور